الشيخ حسين المظاهري
40
ويژگيهاى معلم خوب (فارسى)
مكّه مسلّط گرديد ، اوّل كارى كه كرد ، بت ها را شكست تا زمينه را براى تربيت فراهم كند و بعد ميان حلقه ى خانه خدا را گرفت ، و همه ى آن نانجيب ها و فرارى ها ، همانها كه زير بار شاگردى نمى رفتند و به استاد سنگ مى زدند ، اينك ترسان در مقابلش ايستاده بودند و خيال مى كردند حالا معلّم شاگردان را تنبيه مىكند و در اين فكر بودند كه به دستور پيامبرص ، حضرت على ( ع ) گردن آنها و امثال هند جگر خوار و ابوسفيان را قطع مىكند . پيامبر دعاى وحدت را خواندند ، سپس رو به آنان كردند و فرمودند : با شما چه كنم ؟ يعنى منِ معلّم كه بيست و سه كلاس را اداره كردم و بيست و سه سال خون جگر خوردم ، ولى شما در كلاس حاضر نشديد ، چه كنم ؟ من كه مى خواستم شما را هدايت كنم امّا در مدّت ده سال هفتاد و دو جنگ بر من تحميل كرديد ، اينك با شما چه بكنم ؟ همه گفتند كه هر چه بكنى حق دارى . پيامبرص تبسّم كردند و با يك دنيا رأفت فرمودند : همان كلمه اى كه برادرم ، يوسف به برادرانش گفت ، من نيز همان را به شما مى گويم . گذشته ها گذشته است ، اينك بياييد به كلاس و آدم بشويد . وَ إِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ ( قلم ، آيه ى 4 )